بیاین بهش نگیم فقر بهش بگیم 1 1...
از همه بیشتر به کی ضرر میزنه؟ به بچه ای که تو اون خانواده دارای مشکل مالی هستش...
معمولا دو مدل عکس العمل نشون میدن یا عاصی نفهم حرف گوش نکن که مشکل و دو برابر میکنه و بیشتر ضرر مالی میزنهه! و نوع دوم اونیه که از اول خودشو قانع نشون میده و از همون بچگی بزرگسال مابانه رفتار میکنه ...
نوع دوم ییشتر آسیب میبینن چون نوع اول حداقل یه دادو بیدادی راه میندازن و خانواده اگرم پولی دستشون بیاد بیشتر برا اونا خرج میکنن ولی نوع دوم همیشه حتی ناخواسته قانع رفتار میکنه اگه گاهی کسی بهش هدیه ای بده هم باز معذب میشه، پیش دوستاش به جای اینکه بگه نه اون کافه نریم گرونه مجبور میشه یه دلیل منطقی دوروغی بیاره یا جایی نره... کم کم دوستاش کم میشن تو خونه میمونه تفریحاتش تنها شادیای زتدگیش میشه فیلم و کارتونو کتاب خوندن که تازه کتابکه باز گرونه و خانواده هر سه ماه در میون میتونه اونم باهزار منت که چرا مثل بچه های دیگه نمیری بازی کنی و چرا مثل دخترای دیکه آرایش نمیکنی یا چرا با دوستات نمقری کلوپ بازی ...؟
اینا میمونن خونه پیش پدرو مادر مشکل دار چون خودشونو از اول بزرگسال نشون دادن تبدیل میشن به شنونده و درک کننده درد و دلای پدرو مادر و فرورفتن بیشتر و بیشتر تو غم و غصه های اونا ! خودشونو کم کم فراموش میکنن و اینطوری میشه که بقیه هم اونارو فراموش میکنن...
بی پولی یعنی نگرفتن هفتگی جزئی یا ماهیانه رو روح و روانشون اثر میذاره ولی دم ممیرنن چون اونا بچه ی سربه راه و خوب خانوادن...
مسئله کوچیکیه ولی کم کم بزرگ میشه و اون بچه ای که بزرگ نشده ولی از اول خودشو بزرگ نشون داده از درون میمیره چون حتی نمیتونه خوشیای بقیه جوونارو تجربه کنه ....کم کم بهش میگن افسرده گوشه گیر و ...
راه حل پیشنهادی میشه زن گرفتن یا شوهر دادن برا دخترا به احتمال زیاد یا وابسته به شوهر میشن جون منبع پول اونه یا سرخورده تر میشن اگه شوهرشونم بی پول باشه و یا عقده هاشون به طرز وحشتناکی رو بچه هاشون سر باز میکنه یا انقد تو خودشون میریزن که آخر سر دق میکنن اگرم خودشون پول دربیارن اگه خوش شانس باشن مدام برا خودشون خرج میکننو سعی میکنن گذشته رو جبران کنن ناقافل از اینکه رو بچه ای که نباید میبود اثرای بدتری میذارن !
اگرم پسر باشه بعد ازدواج میشه نان آور خانواده دیگه بدتر شب و روز سگ دو میزنه که پول بیاره بچه هاش راحت باشن آخرشم چیزی جز یه آدم خسته غرغروی که مدام منت میذاره نمیشه یا هم باز مسئله دق پیش میاد اگرم نتونه پول دربیاره که رسما از خودشو این زندگیه کوفتیش کلا متنفر میشه...
اون دسته ای که یه ذره عاقل ترنو گزینه ازدواجو رد میکنن و در حق دنیا و اون بچه با به دنیا نیاوردنو خراب نکردن زندکی ادمای دیگه لطف میکنن ولی در عوض مدام در تلاشن برای پول ولی همیشه بین دوراهی خرج کردنشو ذخیره برا روز مبادا گیر میکنن آخه اونا بچه عاقل خونوادن..در نتیحه همیشه حسرت به دلن تازه اگه شانس بیارنو خانواده ازشون پول نچاپه...
اولش مسائل خیلی کوچیکیه ولی بچه ای گه آگاهانه سک سکو رد میکنه و میگه که نمیخوادو الکین و ارزششو ندارن اینا حرف خودش نیست اینا اون حرفیه که والدین میخوان ازش بشنون...اولش با سک سک شروع میشه بعد میشه کتاب داستان بعد میشه سی دی کارتون حتی یا عروسک بعد میشه لوازم التحریر بعد میشه فست فودای خوشمزه بعدش میشا کتابای کمک آموزشی یا کلاسای خصوصی و کلاس کنکور بعد میشه کافی شاپ رفتنو لباسای خوب پوشیدن و اسپرتای مارک پوشیدن تا شهریه دانشگاه و ....ادامه زندگی تو روح روان این بچه ها با صورت خسیس بودن و پول خرج نکردن یا رد کردن آرزوهای کوچیک و بزرگ و اجبار خودشون به چیزای عادی و مورد انتظار بقیه و لذت نبردن از اون پول وقتی حتی به مقدار زیاد به دستش آوردن ، حک شده...
این مشکل چطوری حل میشه؟ نمیدونم. این درمان میشه؟ این بچه کی خوب میشه ؟ این بچه کی پولدار میشه..؟
نمیدونم حداقل من که نمیدونم!فعلا تنها راه حل من اینه که تا حد ممکن تا وقتی که پدر مادرا بتونن هزینه های لباسو خوراک و تفریحو تحصیل بچه رو کامل تهیه کنن فعلا در موردربعد احساسی حرف نمیزنم.، بچه دار نشن ممکنه بین اون بچه حتی شده یه بچه آرزوهای بزرگ داشته باشه و مجبور بشه خودشو بشکنه یا ممکنه یه بچه همون آرزوهای کوچیکشو مثل خواستن چیپس یابستنی نادیده بگیره...
برچسب:
نویسنده: کسری رستمیان